تبليغاتX
بسیجی - خاطرات شهید زین الدین

 

● تو خاك پاي بسيجياني....

شهيد زين الدين در ميان بسيجي ها از محبوبيت عجيبي برخوردار بود بچه ها وقتي او را در كنار خود مي ديدند انگار از خوشحالي مي خواستند بال درآورند گاه با شور و هلهله دنبالش مي دويدند دست بلند مي كردند و شعار مي دادند"فرمانده آزاده آماده ايم آماده ....

دوستي مي گفت يك بار پس از چنين قضايايي كه آقا مهدي به سختي توانست خودش را از چنگ بچه هاي بسيجي خلاص كند با چشماني اشك آلود نشسته بود به تأديب نفس... با تشر به خود مي گفت:مهدي خيال نكني كسي شده اي كه اينها اينقدر بهت اهميت مي دهند تو هيچ نيستي. تو خاك پاي بسيجياني....."

همينطور مي گفت و آرام آرام مي گريست.....

 

انشا الله ماهم مانند آنان بسیجی واقعی باشیم   انشاالله . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 23:5  توسط شکیبا  |