تبليغاتX
بسیجی

 

● تو خاك پاي بسيجياني....

شهيد زين الدين در ميان بسيجي ها از محبوبيت عجيبي برخوردار بود بچه ها وقتي او را در كنار خود مي ديدند انگار از خوشحالي مي خواستند بال درآورند گاه با شور و هلهله دنبالش مي دويدند دست بلند مي كردند و شعار مي دادند"فرمانده آزاده آماده ايم آماده ....

دوستي مي گفت يك بار پس از چنين قضايايي كه آقا مهدي به سختي توانست خودش را از چنگ بچه هاي بسيجي خلاص كند با چشماني اشك آلود نشسته بود به تأديب نفس... با تشر به خود مي گفت:مهدي خيال نكني كسي شده اي كه اينها اينقدر بهت اهميت مي دهند تو هيچ نيستي. تو خاك پاي بسيجياني....."

همينطور مي گفت و آرام آرام مي گريست.....

 

انشا الله ماهم مانند آنان بسیجی واقعی باشیم   انشاالله . . .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384ساعت 23:5  توسط شکیبا  | 

  آنگاه كه روح مشتاق آماده عروج الهى خود ميشود وبناى پياده شدن از مركب جسم خاكى را دارد، چشمان حقيقت بين او باز ميشود وحقايق ناپيدا به چشم سر را مشاهده ميكند، در اين حال كه زمان تنگ ميشود وحركت شدت ميابد شهيد قلم بر ميدارد تا چند خطى را بعنوان نشانه راهى كه آغاز كرده براى آنان كه بدنبال مى آيند بنويسد،كلام ماندگار، همان نشانه است تا ما راه را بشناسيم ودر آن قدم گذارده و ادامه دهيم. كلام ماندگار يا همان وصيت نامه، در حقيقت عصاره همه آنچيزهايى است كه در نگاه شهيد حقيقتند واهميت دارند، واعلام آن است كه او براى رسيدن به چه حقيقتى قدم در اين راه نهاده ، پس كلام ماندگار راه وشمه ايى از بسيار است كه مهم تر از آن درنگاه شهيد يافت نمى شود.



 

  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 9:35  توسط شکیبا  |